تهمینهها هنوز هستند؛ تنها جامهشان عوض شده است.
تهمینه زنی که خودش انتخاب میکند و برای خواستهاش قدم برمیدارد. تهمینه با انتخاب و استقلال، آغازگر قصهای شد که قرار بود سرنوشتش را تغییر دهد.
او میدانست زندگی همیشه با انتخابهای دیگران پیش نمیرود؛ گاهی باید خودت راوی قصهی خودت باشی.
امروز، تهمینهها هنوز هستند؛
زنانی که خواستهشان را میشناسند، برای انتخابشان قدم برمیدارند و از آغاز کردن نمیترسند.
تهمینه، آغاز این روایت است؛
روایت زنی که انتخاب میکند.
رودابهها هنوز هستند؛ تنها جامهشان عوض شده است.
رودابه زنی بود که از انتخابش نترسید.
در جهانی که دیگران برایش تصمیم میگرفتند، ایستاد و از آنچه میخواست دفاع کرد.
انتخاب رودابه؛ ایستادگی برای حق انتخاب بود.
او نشان داد جسارت همیشه در بلندترین صداها نیست؛ گاهی در ماندن پای چیزیست که به آن باور داری.
اگر تهمینه آغازگر انتخاب بود، رودابه ادامهدهندهی آن است؛
زنی که انتخابش را به رسمیت میشناسد و برای آن هزینه میدهد.
امروز، رودابهها هنوز هستند؛
زنانی که از متفاوت بودن نمیترسند و برای زندگیای که خودشان انتخاب کردهاند، میایستند.
رودابه، روایت جسارت است؛
روایت زنی که پای انتخابش میماند.
سیندختها هنوز هستند؛ تنها جامهشان عوض شده است.
سیندخت زنی بود که قدرتش را در خرد میشناخت.
او برای تغییر یک سرنوشت به خشونت و هیاهو پناه نبرد؛ بلکه با گفتوگو، دوراندیشی و شناخت درست از موقعیت، راهی تازه ساخت.
سیندخت میدانست گاهی بزرگترین شکل قدرت، دیدن تصویر بزرگتر است؛ اینکه پیش از واکنش بیندیشی و پیش از تصمیم، پیامدها را ببینی.
اگر تهمینه انتخاب کرد و رودابه برای انتخابش ایستاد، سیندخت با تدبیر راهی ساخت تا این انتخاب به آینده برسد.
امروز، سیندختها هنوز هستند؛
زنانی که با خرد تصمیم میگیرند، با تدبیر پیش میروند و مسیر زندگی خود و دیگران را تغییر میدهند.
سیندخت، روایت خرد است؛
روایت زنی که راهی برای رسیدن انتخاب به آینده میسازد.